محمد موسوى بجنوردى
309
استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى )
برعكس باشد ، الآن فرد محدث بوده و براى انجام عبادات بايد دوباره وضو بگيرد يا غسل كند . مرحوم آخوند ( ره ) معتقد است كه در اين موارد ، استصحاب عدم ازلى جارى نمىشود ؛ چون زمان شك به يقين متّصل نيست . استصحاب تقدّم و تأخّر هم جارى نمىگردد ؛ زيرا حالت سابقهاى وجود ندارد . در اينجا اگر بخواهيم استصحاب عدم حدوث حدث را تا زمان طهارت جارى كنيم بايد بگوييم « پس ، حدث بعد از طهارت است » كه نتيجهاش اين مىشود كه فرد ، محدث بوده و الآن بايد وضو بگيرد . و همينطور استصحاب عدم طهارت تا زمان حدث هم جارى نمىگردد كه بگوييم « پس طهارت بعد از حدث بوده » كه در نتيجه فرد الآن طاهر بوده و نيازى به كسب طهارت ندارد ؛ بلكه در اينجا اثر ، مربوط به لازمهء عقلى است و لوازم عقلى استصحاب هم مثبت بوده و حجّت نيستند . لذا در حادثين متعاقبين متضادّين مجهولى التاريخ ، از باب مثبت بودن ، استصحاب جارى نمىشود و بايد به سراغ ساير ادلّه رفت . ولى شيخ انصارى ( ره ) ، استصحاب را در هر دو طرف جارى دانسته « 1 » ولى معتقد است كه تعارض و تساقط مىكنند . اما در نهايت ، در اينكه استصحاب در حادثين متعاقبين متضادّين مجهولى التاريخ فاقد اثر است ( حال يا به واسطهء تعارض يا با عدم جريان ) ، هر دو « 2 » اتّفاق نظر دارند .
--> ( 1 ) - استاد نيز قائل به جريان استصحاب در اين مورد است ( مصحّح ) . ( 2 ) - مرحوم آخوند ( ره ) و مرحوم شيخ انصارى ( ره ) .